ایران پارینه (Prehistory of Iran)

مطالبی در ارتباط با انسان اولیه در ایران و باستان زمین شناسی(Early humans in Iran and geoarchaeology)

دالان ایران؛ نگاهی به موقعیت جغرافیایی سرزمین ایران در دنیای پارینه سنگی(2)

بخش دوم:

پیشگفتار

تا کنون مشخص شده است که در حدود دو میلیون سال پیش، گونه یا گونه هایی مختلف انسان ریخت از شرق آفریقا به قاره آسیا و اروپا مهاجرت کرده اند. مهاجرت و پراکندگی جغرافیایی انسان های نخستین از آفریقا به سرزمین های آسیا و اروپا از جمله موضوعات مورد بحث در میان باستان شناسان و دیرین انسان شناسان است[1]. در این میان به باور بسیاری از پژوهشگران باستان شناسی و انسان شناسی پیش از تاریخ، سرزمین ایران در مسیر مهاجرت انسانهای نخستین پس از خروج از سرزمین مادری خود، آفریقا، قرار دارد. این عقیده به صورت تلویحی در طول سالیان اخیر در بسیاری از نوشته های مطرح، بیان شده است[2]، چرا که سرزمین ایران میان دو منطقه ی آبی بزرگ خلیج فارس و دریای عمان در جنوب و دریای مازندران در شمال قرار دارد و به این ترتیب تنها گذرگاه خشکی میان غرب و شرق آسیا است.

این مقاله درتلاش است با توجه به بستر جغرافیایی سرزمین ایران و بر اساس داده های باستان شناسی گذرگاه یا گذرگاهای احتمالی ورود انسان نخستین، و گسترش آنها را در این سرزمین دریابد و بر همین اساس سه منطقه را برای ورود به فلات ایران مطرح می کند:  منطقه ی غرب زاگرس میانی؛ محلی که دره های میان کوهی خرم آباد و  کرمانشاه در آن واقع است، کوهستان زاگرس جنوبی  که تعداد فراوانی دشت  میان کوهی مرتبط به هم در آن شکل گرفته است، و دالان مرکزی ایران که از شمال تنگه هرمز آغاز  و به نواحی مرکزی و شمالی ایران منتهی می شود.

سرزمین ایران با مساحت یک میلیون سیصدو پنجاه هزار کیلومتری منطقه ای ناهمگون، متشکل از کوهستانهای مرتفع و گسترده، دشت های کم ارتفاع و مناطق بیابانی داخلی و حاشیه ای و همچنین سواحلی با طبیعت های کاملاً متفاوت در جنوب و شمال است که موجب پیدایش شرایط آب و هوایی و ویژگی های زیست محیطی متنوعی شده است.

 با وجود این که این سرزمین از لحاظ موقعیت جغرافیایی در منطقه ی مهمی در ارتباط با مهاجرت و سکونت انسان نخستین قرار گرفته اما یکی از ناشناخته ترین نواحی باستان شناسی پارینه سنگی در جهان و خاور میانه محسوب می شود. از جمله دلایل این ناشناختگی این است که هنوز یک مکان باستانی با مراحل های مختلف زمانی و فرهنگی طولانی حداقل از میانه دوران پلیستوسن به شکل مستمر که بتواند معرف تاریخ تحولات فرهنگی و معیشتی دوران پارینه سنگی باشد، مورد کاوش دقیق علمی قرار نگرفته تا بتوان بر مراحل گذار از یک دوره به دوره ی دیگر صحه گذارد. با این وصف در طول سالیان اخیر در عرصه باستان شناسی پارینه سنگی ایران و مناطق اطراف این فلات کشفیات و مطالعاتی[3] صورت یافته است که موجب تولید اطلاعات تازه و فراوانی شده و پرسش های تازه ای را برای بسیاری از علاقمندان باستان شناسی پارینه سنگی به وجود آورده است، برای مثال برخی از این پرسش ها عبارتند از:

 الف: چه زمانی انسان های نخستین به سرزمین ایران وارد شدند؟

ب: انسانهای نخستین برای اولین بار از کجا وارد فلات ایران شدند؟

طبیعتاً پاسخ به این گونه پرسش ها نیازمند مطالعات دامنه دار، طولانی و هدفمند خواهد بود و در این مقاله مجال پاسخ گویی به این پرسش ها به طور کامل نیست. در این نوشتار سعی بر این است با باز نمودن این بحث رهیافت هایی برای پاسخ گویی به این پرسش ها بر اساس ساختار های زیر است:

 الف : تئوری های باستان شناسی و دیرین انسان شناسی در ارتباط با خروج و گسترش انسان از سرزمین مادری (آفریقا)،

ب: ساختار رفتاری جوامع نخستین شکارورز و گردآورنده غذا و مسئله مهاجرت،

ت: ارزیابی ساختار های زمین ریخت و بوم شناسی سرزمین ایران برای ورود و گسترش انسان نخستین به آن.



 [1] کلاین 1998، استرینگر 2002.

[2] بار یوسف 1994، فلیمینگ و دیگران 2003، دِنل و روبرویکس 2005، بایلی و دیگران،2007.

 

[3] شواهد و مدارک پارینه سنگی بدست آمده در طول چند دهه اخیر در ایران به سرعت افزایش یافته است. به شکلی که تنها در طول دو دهه اخیر تعداد محوطه های باستانی پارینه سنگی در ایران تقریبا دو برابر  تعداد مکانها در پیش از آن شده است.  از جمله دلایل این امر علاقه روزافزون دانشجویان باستان شناسی به دوره های پارینه سنگی، توجه بیشتر مسئولان میراث فرهنگی به این دوره و دعوت از هیات های مختلف خارجی برای انجام تحقیقات پارینه سنگی در ایران بوده است. در مناطق همجوار با فلات ایران نیز در طول چند دهه اخیر کشفیاتی صورت گرفته است که موجب جابجایی در معادلات پیشین در عرصه دیرین انسان شناسی و باستان شناسی پارینه سنگی خاور میانه و آسیا شده است.

 

 

+ سامان حیدری گوران ; ٢:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٥
comment نظرات ()

دالان ایران، نگاهی به موقعیت جغرافیایی سرزمین ایران در دنیای پارینه سنگی (1)

این نوشته خلاصه انگلیسی از یک مقاله فارسی است که به تازگی برای انتشار ارایه شده است. در اینجا علاقمندم که به شکل سری این مقاله را در این محل قرار دهم تا در معرض قضاوت و نقد دوستان علاقمند قرار گیرد.

The corridor of Iran;

Iran in the world of Paleolithic archaeology: a geographical perspective

 

Saman Heydari-Guran

 

Abstract

The geographical position of the Iranian Plateau suggests that early human ought to migrate across the land of Iran from Africa to East Asia. The Iranian Plateau situates between two water bodies, the Caspian Sea to the north and the Persian Gulf and of Oman Sea to the south and it lies along easiest route from western to eastern Asia. I review the Paleolithic evidence and geomorphological circumstances of the Iranian Plateau for determining migratory paths toward this land. This paper will consider biogeographical concepts such as dispersal probabilities influenced by physiographic setting. This paper suggests three potential paths models in a regional scale. The first probable path is west central Zagros Mountains where the intermountain valleys of Khorramabad and Kermanshah are situated. This region belongs to the Karkheh drainage basin where a network of the rivers connects many Paleolithic habitat areas. The second suggested area is the southern Zagros Mountains with a moderately heterogeneous and gentle topography. There are also many intensive intermountain valleys which connecting each other by natural passes and river networks. The southern Zagros Mountains have housed many Paleolithic settlements and occupation areas such as Marvdasht, Arsanjan and Dasht-e Rostam. The corridor of central plateau right above Hormoz channel is the last probabilities that here I will examine as gate for early human to this land.

 

+ سامان حیدری گوران ; ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
comment نظرات ()

Video: Ardipithecus ramidus

 

A video introduction to the year's top science story, featuring scientists C. Owen Lovejoy, Tim White, Giday WoldeGabriel, Yohannes Haile-Selassie, Science contributing correspondent Ann Gibbons, and commentary by paleoanthropologist Andrew Hill

 

http://www.sciencemag.org/cgi/content/full/326/5960/1598-b

+ سامان حیدری گوران ; ٧:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢
comment نظرات ()

طرح بررسی و شناسایی غارها و پناه گاه های صخره ای در شش شهرستان در استان کرمانشاه

طرح بررسی و شناسایی غارها و پناهگاه های صخره ای در شش شهرستان در استان کرمانشاه


از نظر مردم و نسل های قدیمی باستان شناسان، غارها مکان هایی برای زیست انسان در دوران پیش از تاریخ بوده اند. هرچند که امروزه روشن شده است که انسان ها  عموما در مکانهای باز می زیسته اند، اما آنها از غارها و پناهگاه صخره ای به عنوان مکانهای طبیعی در فصول خاصی نیز استفاده می کرده اند. از این رو غارها و پناهگاه های صخره ای نقش بسیار مهمی در به دست آوردن اطلاعات در ارتباط با استقرارهای انسانی و همچنین دیرین زیست محیطی دارند.

زمانی که آبهای زیر زمینی به بخشهای ضعیفتر سنگها همچون درزها و سطوح بین لایه های زمین شناسی رخنه می کند، با گذشت زمان فرآیند انحلال به آرامی حفره هایی ایجاد می کند که به تدریج بزرگتر شده و تبدیل به غار می شود. شکل غار و کوچکی و بزرگی آنها به عوامل بسیار زیادی بستگی دارد. برای مثال زمان آغاز تشکیل غار ها، سنگ بستر، نوع و بزرگی گسل ها و درزهای انبساطی و ارتباط با سفره های آب زیر زمینی در اندازه غارها موثر هستند.  پناهگاه های صخره ای (فضاهای زیر صخره های دارای پیشانی) و دهانه ی غار، محلی هستند که انسان در دوران پیش از تاریخ و  همچنین برخی از حیوانات از آنها به عنوان یک سرپناه در مقابل هوای سرد، باران، برف و یا حتی نور خورشید استفاده می کردند. با توجه به اینکه این مکانها ها معمولاً در دامنه ی ارتفاعات و کوهستان ها شکل گرفته اند، چشم انداز مناسبی نسبت به محیط اطراف خود دارند. دمای فضای درون غار یا پناهگاه صخره ای نسبت به محیط بیرون دارای اعتدال است، به این معنی که در فصل سرما گرم تر و در فصل گرما خنک تر است. البته میزان این تفاوت حرارتی به بزرگی و کوچکی محوطه ی پناهگاه های صخره ای و غار، ترکیب بندی فضاهای داخلی، و یا جهت یابی دهانه غار و پناهگاه های صخره ای ارتباط دارد. بیشتر شواهد باستان شناسی از اواخر دوران چهارم زمین شناسی از غارها و پناهگاه های صخره ای به دست آمده است. این پدیده ها، مکان های باستانی بسیار مهمی برای مطالعات باستان شناسی دوران پارینه سنگی و همچنین دیرین اقلیم شناسی در سرتاسر دنیا هستند. مطالعه علمی غار، غار شناسی نامیده می شود. علم غار شناسی از ترکیب علوم زمین شناسی، آب نگاری، زیست شناسی و باستان شناسی است. برخی از مهمترین بقایای اسکلتی انسان ریخت ها از غار ها بدست آمده است.

استان کرمانشاه با توجه به وسعت قابل توجه و موقعیت جغرافیایی و زمین شناسی  یکی از مناطق جالب توجه در عرصه ی باستان شناسی غار و پناهگاه های صخره ای محسوب می شود. استان کرمانشاه در منطقه ی غرب زاگرس میانی در بخش هایی از زاگرس مرتفع و چین خورده قرار گرفته است. با توجه به اینکه کوهستان زاگرس عموماً از ساختارهای زمین شناسی آهکی تشکیل یافته است شرایط مناسبی برای به وجود آمدن تعداد فراوانی غار و پناهگاه صخره ای را فراهم آمده است.

در طرح بررسی و شناسایی غارها و پناهگاهای صخره ای در شهرستانهای کرمانشاه، اسلام آباد غرب، دالاهو، گیلان غرب، سرپل زهاب و قصر شیرین توسط نگارندگان تا به حال بیش از 148 غار و پناه گاه در این شش شهرستان کشف گردید. این مکانهای باستانی دوره ای مختلف را از پارینه سنگی میانی تا دوران تاریخی را در بر می گیرد.

از مکان های پارینه سنگی یافته شده، دست افزارهای مربوط به دوره ی پارینه سنگی نوین با ویژگی هایی از جمله انواع ریزتیغه های روتوش دار، خراشنده های کوچک ناخنی، تیزه های ارجنه، سنگ مادرهای سکویی مربوط به تولید تیغه و ریزتیغه بیشترین تعداد را در مقایسه با دست افزارهای دوره های دیگر پارینه سنگی از جمله پارینه سنگی میانی و فراپارینه سنگی شامل می شوند.

از برخی از این غارها و پناهگاه های صخره ای که در دوران پس از پارینه سنگی مورد استفاده قرار گرفته اند، سفال هایی مربوط به عصر نوسنگی و مس و سنگ تا تاریخی و اسلامی به دست آمده است. موضوع حائز اهمیت در این طرح بررسی و شناسایی غارها و پناهگاه های صخره ای این است که متأسفانه بیش از 90 درصد غارها و پناهگاه های صخره ای دارای نهشته های باستانی توسط حفاران غیر مجاز در سالیان اخیر مورد کاوش غیرمجاز قرار گرفته اند.

سامان حیدری گوران و الهام قصیدیان

 

+ سامان حیدری گوران ; ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٢٠
comment نظرات ()

زخم بر روی دنده شنیدار 3 و مسئله جنگ آوری در دوران پارینه سنگی

در این هفته مقاله ای در مجله تطور بشر در رابطه با نئاندرتال 3 غار شنیدار منتشر شده است. خلاصه ای از این مقاله در اینجا خواهد آمد. 

این مقاله تمرکز یافته است بر استخوان دنده نهم اسکلت نئاندرتال 3 که آیا شواهد موجود و وِیژگی های این استخوان حاکی از وجود فعالیت جنگی در میان نئاندر تالهاست؟. 

برای رسیدن به پاسخ به این پرسش نویسندگان این مقاله به یک آزمایش تجربی دست زده اند. در واقع آنها می خواستند ببیند که ضربه لبه سنگ بر روی استخوان و (در این مورد استخوان دنده) چه اثری به وجود می آورد و پس از مدتی نحوه ترمیم استخوان به چه شکلی خواهد بود. از این روی نویسندگان با استفاده از ضربه تیزه( یک تیزه موستری لوا لوا) سنگی بر قفسه سینه یک لاشه خوک دست به این آزمایش زدند و نحوه ترمیم استخوان را مشاهده کرده اند. طبیعتا نحوه ضربات به صورت های مختلف و در شرایط مختلف به انجام رسیده است، مثلا ضربه با شدت فراوان و یا به شدت کم. 

نتیجه کار نشان می دهد که در مورد شنیدار 3 ظاهرا عامل آسیب دیدن دنده فوق در اثر ضربه نسبتا آرامی بوده است. هر چند که زخم ناشی از یک تصادف و یا یک حمله که موجب فرو رفتن یک جسم تیز همانند تیزه سنگی یا چاقوی سنگی شرایط بوجود آمده بر روی استخوان فوق کاملا محرز نیست اما حداقل شرایط خاص استحوان دنده فوق حاکی از این است که آن توسط یک انرژی و ضربه ضعیف یک تیزه سنگی سازگار است. اگر بپذیریم که شنیدار 3 به انسان مدرن در منطقه غرب آسیا دارای همخوانی زمانی است و اگر بپذیریم که انسان مدرن دارای ابزار تیزه سنگی بوده باشد این مدرک تجربی بدست آمده موضوعات جالب و بحث انگیز جدیدی را پیش می کشد.

لینک مقاله   

    

+ سامان حیدری گوران ; ۱:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٧
comment نظرات ()

شواهدباستان شناسی از همنوع خواری در میان انسانهای مدرن در غار اشکفت گاوی

به تازگی مقاله ای بسیار جالب در ارتباط با همنوع خواری در میان انسانهای مدرن از غار اشکفت گاوی بدست آمده است. این مقاله توسط دو تن از دانشگاهیان دانشگاه آریزونا به نام اسکات و ماریان در نشریه (تطور بشر)منتشر شده است. کورتیس ماریان در واقع همان کسی است که مقاله معروف مطالعه بقایای جانوری غار کبه را در کرمانشاه را منتشر کرده بود. برای کسانی که با پارینه سنگی ایران آشنا هستند می دانند که اشکفت گاوی غاریست در جنوب زاگرس در استان فارس و در میان دره میان کوهی مرودشت. این غار در سال 1355 شمسی توسط مایکل روزنبرگ حفاری شده و بقایای دوران پارینه سنگی میانی، نوین و فراپارینه سنگی بدست آمد. در میان بقایای مزبور تعدادی استخوان انسانی نیز کشف شده بود که به آمریکا منتقل شده بود.بقایای انسانی شامل ده قطعه از بخشهای مختلف جمجمه و دیگر اعضا انسانی بوده است. این استخوانها حد اقل مربوط به چهار انسان مدرن است. نویسندگان مقاله با مطاله این بقایا به طور روشن شواهدی از عمل قصابی با ابزار سنگی بر روی بعضی از این استخوانها یافته اند. همچنین مدارکی از سوخته شدن این بقایا دیده شده است. نویسندگان اشاره می کنند که تعداد این مدارک که کم است و نمی توان مستقیما آنها را به انجام فعالیت خوردن توسط همنوع نسبت داد اما با مقایسه این مدارک (آثار بریدگی بر روی استخوانها )با شواهد همنوع خواری در مناطق مختلف دنیا  هماهنگ بوده و نشان از یک نوع فعالیت عمدی در به وجود آمدن آثار فوق وجود دارد.     

لینک مقاله فوق

 http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/19660782?dopt=Abstract

 

      

+ سامان حیدری گوران ; ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٩
comment نظرات ()

دیو جامه، وسیله ای برای شکار در منطقه کردستان

دیو جامه، نام یک وسیله برای شکار در منطقه گوران کوهستان زاگرس مرکزی است. از آنجا که این وسیله از دیدگاه مردم باستان شناسی بسیار مهم است علاقمند شدم که اطلاعاتی در این باره بدست آورم و نوشته اینجا شاید اولین یادداشتی باشد که در این رابطه به نگارش در آمده باشد. لازم است که این نکته را گفته شود که انگیزه تحقیق در ارتباط با دیو جامه این بوده که بخشی از پایان نامه دکترای من در رابطه با سیستم های شکار در منطقه کوهستان زاگرس در دوران پارینه سنگی است. 

قبل از پرداختن به دیو جامه، می بایست اشاره کنم که بر اساس مطالعات مردم شناسی در دنیای شکار، چهار روش برای شکار شناخته شده است. 1. روش یورش به سمت حیوان، و مجبور کردن شکار به فضای تعریف شده ای که می تواند یک تله، یک پرتگاه و یا یک گوشه باشد که انسان بتواند به کشتن حیوان را انجام دهد، 2. روش کمین:شکار گر در محلی مناسب به کمین می نشیند و شکار بدون آگاهی از وی به سمت کمین گاه می آید، کمین گاه می تواند یک درخت، یک صخره و یا هر مانع دیگری برای دیده نشدن باشد 3. روش تله: در این حالت شکارچی یک تله را در محلی خاص کار می گذارد و در زمان بعد به سراغ شکار به دام افتاده می رود، 4. نهایتا روش استتار، که انسان می تواند با استفاده از یک وسیله پوششی همانند یک ماسک یا پوست بدن خود را پوشانیده و خود رابه شکار حتی المکان نزدیک کرده و عمل شکار را انجام دهد. 

دیو جامه نیز در واقع یک ماسک محسوب می شود که شکار چیان معمولا برای شکار حیوانات و پرندگان استفاده می کنند. این ماسک از یک پارچه به اندازه یک انسان طراحی شده که بر روی آن تصاویر رنگی از حیوانات و اشکال هندسی و غیره ترسیم شده است. در محل بالای این پارچه یک یا دو سوراخ تعبیه شده که شکارچی بتواند زمانی که پشت آن قرار گرفته جلوی خود را ببیند و به سمت شکار پیش برود. ادیو جامه به یک چارپوب چوبی متصل است و شکارچی به راحتی می تواند آن را با یک دست در مقابل خود نگه دراد. زمانیکه شکارچی از سلاح گرم استفاده می کند لوله اسلحه را از همان سوراخ ها بیرون می آورد. شکار از دیدن این پارچه حیرت زده می شود و به جای اینکه فرار کند، تنها نظاره گر این پدیده می شود، و شکارچی در موقعیت مناسب حیوان را می کشد.

سامان حیدری گوران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ سامان حیدری گوران ; ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٥/٩
comment نظرات ()

همایش باستان شناسی در شهر لیوبلیانا، اسلوونی

پنجاو یکمین همایش باستان شناسی ( هوگو ابر مایر گزل شافت) در شهر لیوبلیانای کشور اسلوونی در تاریخ 14 اوریل تا 18 اوریل 2009 بر گذار شد. این همایش عمدتا در رابطه با باستان شناسی پیش از تاریخ از پارینه سنگی تا دوره نوسنگی است.

همایش هوگو ابر مایر با حمایت مالی کشور آلمان سالانه یک بار در کشورآلمان و یک بار در یک کشور دیگر اروپایی برگذار می شود.

امسال دانشجویان ایرانی در دانشگاه توبینگن آلمان  نیز دو سخنرانی و یک پستر را  با عنوان های زیر برگذار کردند:

 1-مطالعه باستان زمین شناسی برای سیستم های استقراری و کاربری زمین در جنوب کوهستان های زاگرس. سامان حیدری گوران، الهام قصیدیان و نیکولاس کنارد(ارایه سخنرانی)

 2-غار بوف: معرفی صنعت جدیدی در پارینه سنگی جدید در جنوب غرب ایران. الهام قصیدیان، سامان حیدری گوران و نیکلاس کنارد(ارایه سخنرانی)

 3-بررسی باستان شناختی در مناطق کازرون و مرو دشت جنوب غرب کوهستان زاگرس ایران. محسن زیدی، رحمت نادری و نیکولاس کنارد(ارایه پستر)

 

+ سامان حیدری گوران ; ٤:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۳۱
comment نظرات ()

ساختار های زیست بوم شناسی و بازسازی استقرار های پارینه سنگی در ایران

یکی از اهداف تیم تحقیقاتی باستان شناس پارینه سنگی در دانشگاه توبینگن مطالعه ساختار های زیست بوم شناسانه(Geoecological structures) برای بازسازی سیستم های استقراری( settlemnt system ) جوامع پارینه سنگی ایران به ویژه در دوره های پارینه سنگی میانی و جدید است. این گونه تحقیقات، یعنی مطالعه زیست بوم و سیستم های استقراری، کم و بیش از روش های جدید در مطالعات باستان شناسی محسوب می شود. اساس کار بر تشکیل بانک اطلاعاتی داده های باستان شناسی به همراه پراکندگی فضایی مکانها بر زمینه های طبیعی آنها است. زمینه های طبیعی خود شامل اقلیم، زمین شناسی، زمین ریخت شناسی ... است. این اطلاعات درون محیط بانک اطلاعاتی جغرافیایی تهیه شده است. تا بحال اطلاعات حدود 550 مکان باستانشناسی از تمامی دوره ها به این بانک اطلاعاتی وارد شده است.

هرچند که تعداد این مکان ها به نسبت وسعت سرزمین ایران اندک است اما تا بحال نتایج بسیار جالب توجهی بدست آمده است. نتایجی نظیر چگونگی ارتباط ساختار های زیست بوم با پراکندگی مکانها، تاثیر مواد اولیه بر این پراکندگی ها و ...

  امید است با ادامه این پروژه آگاهی ما نسبت به روش های زندگی انسانهای ماقبل تاریخ در محدوده جغرافیایی ایران روشن تر گردد.

+ سامان حیدری گوران ; ٥:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٦
comment نظرات ()

ژن نئاندر تالها باز می شود، از سلسله مباحث منشاء انسان (5)

تمامی ژن های یک نئادر تال 38000 ساله توسط یک گروه علمی آلمانی استخراج شده است. این تیم مطالعاتی امید دارد که این ژن ها شرایطی را برای مقایسه بین انسان های مدرن و نزدیک ترین خویشاوند ان خود ( نئاندر تالها) بدست آورد. پروژه مطالعاتی مذبور که حدود 5 ملیون یورو هزینه در بر داشته است در موسسه ماکس پلانک در شهر لایپزیک در حال انجام است.

مطالعه مقایسه ای بین ژن انسان می تواند موجب کشف شواهدی از روابط جنسی بین نئاندر تالها و انسانهای مدرن را بر ملا کند. ژن های این دو بیش از 99 درصد با همدیگر هم پوشانی دارد. انسان های هوشمند به عنوان یک گونه مجزا حدود 400 هزار  سال پیش شکل گرفته اند و نئاندر تالها نیز در حدود 30 هزار سال پیش منقرض شده اند. نیای مشترک این دو گونه در حدود 660000 سال پیش می زیسته اند.

مطالعات حاضر همچنین امکان ارزیابی اینکه این گونه ها دارای چه ویژگی های اندامی بوده اند و چگونه انها با محیط زیست خود سازگار شده بودند، را فراهم می کند.

 این گروه در نظر دارد که کتابی را در ارتباط با ژنهای مطالعه شده را به زودی منتشر کنند. بایستی منتظر نتایج هیجان انگیز این گروه ماند.

 منبع :Nature 457,645,2009

     

+ سامان حیدری گوران ; ۱:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/۱۸
comment نظرات ()

← صفحه بعد