ایران پارینه (Prehistory of Iran)

مطالبی در ارتباط با انسان اولیه در ایران و باستان زمین شناسی(Early humans in Iran and geoarchaeology)

به مناسبت درگذشت نابهنگام آقای دکتر آذرنوش

شاید اینجا، جای مناسبی برای قدری درد دل با خودم باشد و آن را با دیگران به توانم در میان بگذارم. هفته پیش دکتر آذرنوش در اثر سکته قلبی درگذشت. این خبر مانند یک پتک بر سر من فرود آمد. آخر چرا؟، چطوری؟ کجا؟ اینها پرسش هایی بودند که بلافاصله در ذهنم آمد.

آشنایی من برای اولین بار با دکتر آذرنوش به سال 1377 بر می گردد. در واقع برای اولین بار تصویر او را دیدم. تصویر او در اطاق (خوابگاه دانشگاه تهران) علی رضا عسگری به دیوار نصب بود. درست یادم هست که علی رضا با چه آب و تابی از ویژگی های اخلاقی او یاد می کرد و با چه غروری از اینکه او شاگرد این چنین شخصی است بر خود می بالید. بعدها بود من به همراه چند دوست دیگر در پژوهشکده دکتر را ملاقات کردیم. بعد از آن بود که دیگر به صورت مرتب او را می دیدم.

شخصیت دکتر آذرنوش به گونه ای بود که کمتر کسی وجود داشت، مجذوب اخلاق و مرام او نشود. دقیق و ریز بین بود و هرگز رفتاری آمرانه نداشت در حالی که از شخصیت بسیار محکمی برخوردار بود. حضور او در کنارت باعث رضایت خاطر، آرامش و اطمینان بود.  

سال گذشته در چنین روزهایی بود که من افتخار کار کردن را با وی در قلعه یزد گرد داشتم و با نحوه کار کردنش در محوطه باستانی آشنا شدم. بعد از کار فرصتی پیش می آمد،تا پای حرفایش بنشینیم .من واقعا تحت تاثیر دانش وسیع او چه در زمینه باستان شناسی و چه مسایل دیگر قرار  گرفتم.

تنها چیزی که در این جا می توانم با اطمینان بگویم این است که فکر نمی کنم هرگز یاد و خاطره دکتر آذرنوش از ذهن من فراموش شود، هرگز...

اما در این میان یک دلگرمی وجود دارد و آن پرورش شاگردانی توسط آذرنوش بود. شخصیت خاص آذرنوش باعث شد که تعدادی از بهترین دانشجویان باستان شناسی در سالهای اخیر به او گرایش یابند و با وی کار کنند و برای باستان شناسی این کشور تلاش کنند.

 

 

 

+ سامان حیدری گوران ; ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٩/۱۱
comment نظرات ()