ایران پارینه (Prehistory of Iran)

مطالبی در ارتباط با انسان اولیه در ایران و باستان زمین شناسی(Early humans in Iran and geoarchaeology)

غارها و پناهگاه های صخره ای در ایران از دیدگاه باستان شناسی(1)

در این نوشته و نوشته های با عنوان غارها و پناهگاه های صخره ای، مباحثی در ارتباط با مطالعات غارها و پناهگاه های صخره ای در ایران و جایگاه آنها در باستان شناسی خواهد آمد که امید است مورد استفاده خوانندگان و پژوهشگران محترم قرار گرفته شود.

سامان حیدری


غارها و پناهگاه های صخره ای  مکانهایی هستند که برای هزاران سال مواد و اطلاعات باستان شناختی را در خود نگه داشته و حفظ کرده اند، و این در حالیست که زمان طی شده برای  کاوش علمی یک غار، توسط باستان شناسان حد اکثر چند سال و یا چند دهه طول می رسد. و از سوی دیگر نابودی نهشته های یک غار، تنها چند ساعت کار حفاران قاچاق است .

در طول چند سال اخیر یک حرکتی تازه در عرصه باستان شناسی ایران در رابطه با بررسی و کاوش غارها و پناه هگاهای صخره ای  آغاز شده است. در طول چند سال اخیر تعداد غارها و پناه هگاهای صخره ای باستانی کشف شده در ایران به مراتب بیشتر کشف  غارها و پناه هگاهای صخره ای در طول تاریخ مطالعات باستان شناسی ایران بوده است. از اینروست که شناخت غارها و پناه هگاهای صخره ای از جنبه های مختلف همانند نحوه مستند سازی آنها، شرایط شکل گیری، تاثیرات وضعیت طبیعی در شکل گیری رسوبات آنها از اهمیت بالایی بر خوردار است.

از نظر مردم و نسل های قدیمی باستان شناسان، غارها مکان هایی برای زیست انسان در دوران پیش از تاریخ بوده اند. هرچند که امروزه روشن شده است که انسان ها اولیه عموما در مکانهای باز می زیسته اند، اما آنها از غارها و پناه گاه صخره ای به عنوان مکانهای طبیعی در فصولی از سال استفاده می کرده اند. از اینرو غارها و پناه گاه های صخره ای نقش بسیار مهمی در بدست آوردن اطلاعات در ارتباط با استقرارهای انسانی و همچنین دیرین زیست محیطی دارند. کُلکات (1979) در مقاله ای در ارتباط با تحلیل رسوبات غارها نکته بسیار مهمی مطرح می کند که " غارها و پناهگاه های صخره ای تله ای بسیار عالی برای به دام انداختن رسوبات باستانی هستند". پناهگاه های صخره ای (فضاهای زیر بخش هایی از صخره ی دارای پیشانی) و دهانه غار، محلی هستند که برخی از حیوانات و بویژه انسان در دوران ماقبل تاریخ از آنها به عنوان یک سرپناه در مقابل هوای سرد، باران، برف و یا حتی نور خورشید استفاده می کردند. با توجه به اینکه این مکانها ها معمولا در دامنه ارتفاعات و کوهستان ها شکل گرفته اند، چشم انداز مناسبی نسبت به محیط اطراف خود دارند. این بدان معناست که در حالی که انسان اولیه می توانسته در پناه صخره باشد بر دره ها و دشت های پایین دست نظاره گر بوده و تسلط داشته باشد. دمای فضای درون غار یا پناه گاه صخرهای نسبت به محیط بیرون دارای اعتدال است، به این معنی که در فصل سرما گرم تر و در فصل گرما خنک تر است. البته میزان این تفاوت حرارتی به بزرگی و کوچکی محوطه پناهگاه های صخره ای و غار، ترکیب بندی فضاه های داخلی، و یا جهت یابی دهانه غار و پناهگاه های صخره ای ارتباط دارد. بیشتر شواهد باستان شناسی از اواخر دوران چهارم از غارها و پناهگاه های صخره ای به دست آمده است. این پدیده ها، مکان های باستانی بسیار مهمی برای مطالعات باستان شناسی دوران پارینه سنگی و همچنین دیرین اقلیم شناسی در سرتاسر دنیا هستند. مطالعه علمی غار، غار شناسی (speleology) نامیده می شود. علم غار شناسی از ترکیب علوم زمین شناسی(geology)، آب نگاری(heydrology)، زیست شناسی(biology) و باستان شناسی (archaeology) است. برخی از مهمترین بقایای اسکلتی انسان ریخت ها از غار ها بدست آمده است. برای مثال بقایای استرالوپیتیسن ها(Australopithecins) از میان رسوبات غارهای آفریقای جنوبی بوده و اولین بقایای نئاندرتالها(Neanderthal) نیز از یک غار از دره نئاندرتال در نزدیک شهر دسلدورف آلمان بدست آمده است. همچنین انسان های کرومانیون (Cro- Magnon) نیز در غار های فرانسه و شمال اسپانیا تصاویر و نقوش های بسیار مهمی در غارها در پیش از 10.000 سال پیش خلق نموده اند.

 سرزمین گسترده ایران با وسعت 164.519.5 کیلومتر مربع  ناحیه ای کوهستانی و بیابانی با ساختارهای زمین شناسی و زمین ریخت شناسی متنوع است. این گفته درست است که فلات ایران سرزمینی ایده آل برای مطالعات زمین شناسی و زمین ریخت شناسیت چرا که بسیاری از پدیده های زمین شناسی و زمین ریخت شناسی را یکجا در خود دارد. برای مثال در حاشیه ارتفاعات مرتفع زاگرس جنوب غربی، جلگه کم ارتفاع خوزستان قرار دارد و یا بیابانهای محور قم- اردستان در حاشیه ارتفاعات کرکس شکل گرفته است. از این گونه مثالها می توان به فراوانی بر شمرد. بر اساس مطالعات زمین شناسی و زمین ریخت شناسی در حدود 11 درصد سرزمین ایران متشکل از ساختار های ناهمواری کارستی(karst) است. ناهمواری کارستی عبارتست از سرزمین های به سازند های آهکی با منابع آبهای زیر یمینی و به همراه خلل و فرج های بسیار که در اثر عوامل زمین ساخت(tectonic) به وجود آمده است. در این وضعیت است که غارها و پناهگاه های صخره ای به وفور شکل گرفته اند. در نتیجه کشور ایران از حیث فراوانی جزو مناطق غار خیز دنیا محسوب می گردد. اکثر مناطق کارستی در ایران نیز در کوهستان زاگرس قرار دارد که بیشتر غار های باستانی ایران نیز در همین منطقه قرار دارند.






+ سامان حیدری گوران ; ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱۱/٥
comment نظرات ()

آخرین نئاندرتال ها، از سلسله مباحث منشا انسان (2)


چند سالی است که مبحث انقراض نئاندرتال ها از موضوعات داغ در حوضه مباحث انسان شناسی دیرینه است. به خصوص کشف بقایای نئاندرتال ها در اروپای غربی و شبه جزیره ایبری هر چه بیشتر به این موضوعات دامن زده است. این کشفیات نشان می دهد که در منطقه ای بنام جبل الطارق(Gibraltar) در کشور اسپانیا گروهای کوچکی از نئاندرتال ها در حدود 28000 پیش می زیسته اند. نئاندرتال ها در منطقه غرب اوراسیا بین 500،000 تا 160،000 سال پیش (این بستگی به اینکه که ما چه تعریفی از اولین اعضای گروه های نئاندرتالی داشته باشیم) تا حدود 30،000 سال پیش وجود داشته اند.

رابطه بین نئاندرتال ها با انسان های مدرن پس از اینکه گروهای مدرن در حدود 40،000 سال پیش وارد اروپا شده اند برای دانشمندان بسیار مهم و جالب است. پرسش هایی نظیر اینکه آیا آنها همدیگر را دیده اند؟ آیا آنها با همدیگر رقابت داشته اند؟ و اگر داشته اند این رقابت چگونه بوده است؟ آیا آنها دارای روابط جنسی بوده اند؟ و اگر رابطه خویشاوندی وجود داشته، آیا نئاندرتالها در انسانهای مدرن ادغام شده اند؟
دو نظریه در این رابطه وجود دارد. نظریه اول می گوید که انسانهای مدرون و نئاندرتالها در حدود 8 تا 10 هزار سال در یک قلمروی جغرافیایی با همدیگر می زیسته اند. و نظریه دیگر معتقد است که در زمان رسیدن انسانهای مدرن به اروپا قبل از آن انسانهای نئاندر تال منقرض شده بوده اند ( Delson and Harvati 2006 ).

حال در این میان توجه دوستان محترم را به این موضوع جلب می کنم که با توجه به این که منطقه زاگرس از لحاظ زیست محیطی شرایطی تقریبا مشابه با منطقه جنوب غرب اروپا است و همچنین با علم به این که در منطقه زاگرس نیز هر دو گونه می زیسته اند می توان امید وار بود که:

- با توجه به اینکه منطقه زاگرس دارای گستردگی قابل ملاحظه ای است امکان پراکندگی و ارتباط گروهای نئاندرتال و انسانهای مدرن در زمان مشابه بسیار بالاست.

- منطقه زاگرس دارای گستردگی عرض جغرافیایی شمالی جنوبی و همچنین تنوع ناهمواری قابل توجه ای است. این وضعیت شرایطی خاص را برای استفاده از منابع غذایی و بهره گیری از شرایط اقلیمی مختلف را به وجود آورده است.

- در حال حاضر اکثر دانشمندان وقت و توان خود را در منطقه اروپا و یا تا حدودی شرق دور معطوف کرده اند و در نتیجه منطقه جغرافیایی فلات ایران و کوهستان زاگرس نادیده گرفته شده است. در نتیجه با مطالعات منظم و هدفدار می توان انتظار داشت که بخشی از پاسخ ها به پرسش های مطرح شده در این بخش از دنیا باشند.

سامان حیدری

Refrences
Delson, E and Katerina Harvati, 2006. Return of the last Neandertal, Nature, Vol 443.pp, 762-763i

 
+ سامان حیدری گوران ; ۳:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱۱/۳
comment نظرات ()